سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبراسلام(ص) 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5644 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2360 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1181 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1387 سال می باشد. بر سرزمین خود ببالید
اين پيام تبريك عيد نوروز را در بسياري از سايتها و محافل پان فارسيسم ميتوان مشاهده كرد.
كمي به اين اعداد دقت كنيد.
تمامي مورخان متفق القولند كه به اصطلاح آرياييها حداكثر 2900 تا 2500 سال پيش وارد سرزمين هاي ايران فعلي شده اند. به بيان ساده تر يعني عمر قصه هاي آريايي حداكثر 2900 سال ميباشد.
دوران حضور كوروش در تاريخ نيز تقريبا برميگردد به 2482 سال پيش.
به اين ترتيب و با كمي دقت در اعداد و ارقام ارائه شده چطور آيين 7030 ساله ميترايي ميتواند آريايي باشد؟
به گواه تاريخ، زرتشت در جغرافياي ايران به اقوالي در آذربايجان فعلي و به اقوالي در خراسان زاده شده است. با توجه به ارقام ارائه شده، زرتشت در 3746 سال قبل زاده شده يعني ميلاد زرتشت هم حداقل 1000 سال قبل از ورود اولين آرياييها به ايران بوده يعني در ميان ملتي غير از آرياييها كه به احتمال قريب به يقين اورارتوها، لوللوبي ها، قوتتي ها ويا اسكيت ها بوده اند كه باز تمامي مورخان در پروتو تورك (اجداد تركان فعلي) بودن تمام اين ملت ها متفق القولند.
با اين حساب سرانگشتي ساده و در نظر گرفتن اين نكته كه نوروز در 5644 سال پيش از هجرت در ايران جشن گرفته ميشده نتيجه ميگيريم كه جشني كه امروز نوروز نام گرفته نيز سنتي غير آريايي بوده چرا كه نوروز به ادعاي خود آرياپرستان حداقل 4500 سال پيش از ورود اولين آرياييها در ايران جشن گرفته ميشده است.
به استناد همين متن تبريك نوروز آرياپرستان، پرستش خداي واحد نيز حداقل 1500 سال قبل از ورود آرياها به ايران بوده است يعني در ميان ساكنان اوليه و صاحبان واقعي اين سرزمين.
اكنون اين سوال مطرح ميشود كه با توجه به حقايق موجود كه نه ستايش خداي واحد متعلق به آرياهاست، نه زرتشت، نه اوستا، نه ميتراييسم و نه نوروز پس چرا آريا پرستان هر آنچه كه متعلق به خودشان نيست به نام آريا مصادره مي كنند؟
آنهايي كه خود را فدايي كوروش و داريوش مي دانند معقول هست كه كمي به اعداد و ارقامي كه مي دهند دقت كنند و بعد دم از آريا و كوروش و زرتشت و ميترائيسم بزنند.
راستي در كدام موزه دنيا حتي پاره سنگي يا تكه پارچه اي يا قطعه سفالي خام به اندازه كف دست متعلق به قومي مجهول و مجعول بنام آريا وجود دارد كه قدمتي بيش از كوروش داشته باشد؟چگونه است كه تمدن بيست هزار ساله ايران عزيز در راه ايده پان فارسيزم فداي آريا پرستي نازيسم ميشود؟
در كشوري كه كمتر از نصف جمعيت آن فارس زبان هستند چگونه و بر اساس كدام عقل و شعور قابل اعتنايي كسي كه بايستي مظهر يكپارچگي و اتحاد ملي باشد عيد شروع بهار 7000 ساله را بنام فارس 2500 ساله مصادره ميكند و نوروز را فقط به هم وطنان فارسي زبان تبريك ميگويد؟
اعمال چنين سياست هايي آيا چيزي جز تبليغ و همكاري در جهت جدايي بيشتر اين مردم و شكاف بيشتر است؟
كمي به اين اعداد دقت كنيد.
تمامي مورخان متفق القولند كه به اصطلاح آرياييها حداكثر 2900 تا 2500 سال پيش وارد سرزمين هاي ايران فعلي شده اند. به بيان ساده تر يعني عمر قصه هاي آريايي حداكثر 2900 سال ميباشد.
دوران حضور كوروش در تاريخ نيز تقريبا برميگردد به 2482 سال پيش.
به اين ترتيب و با كمي دقت در اعداد و ارقام ارائه شده چطور آيين 7030 ساله ميترايي ميتواند آريايي باشد؟
به گواه تاريخ، زرتشت در جغرافياي ايران به اقوالي در آذربايجان فعلي و به اقوالي در خراسان زاده شده است. با توجه به ارقام ارائه شده، زرتشت در 3746 سال قبل زاده شده يعني ميلاد زرتشت هم حداقل 1000 سال قبل از ورود اولين آرياييها به ايران بوده يعني در ميان ملتي غير از آرياييها كه به احتمال قريب به يقين اورارتوها، لوللوبي ها، قوتتي ها ويا اسكيت ها بوده اند كه باز تمامي مورخان در پروتو تورك (اجداد تركان فعلي) بودن تمام اين ملت ها متفق القولند.
با اين حساب سرانگشتي ساده و در نظر گرفتن اين نكته كه نوروز در 5644 سال پيش از هجرت در ايران جشن گرفته ميشده نتيجه ميگيريم كه جشني كه امروز نوروز نام گرفته نيز سنتي غير آريايي بوده چرا كه نوروز به ادعاي خود آرياپرستان حداقل 4500 سال پيش از ورود اولين آرياييها در ايران جشن گرفته ميشده است.
به استناد همين متن تبريك نوروز آرياپرستان، پرستش خداي واحد نيز حداقل 1500 سال قبل از ورود آرياها به ايران بوده است يعني در ميان ساكنان اوليه و صاحبان واقعي اين سرزمين.
اكنون اين سوال مطرح ميشود كه با توجه به حقايق موجود كه نه ستايش خداي واحد متعلق به آرياهاست، نه زرتشت، نه اوستا، نه ميتراييسم و نه نوروز پس چرا آريا پرستان هر آنچه كه متعلق به خودشان نيست به نام آريا مصادره مي كنند؟
آنهايي كه خود را فدايي كوروش و داريوش مي دانند معقول هست كه كمي به اعداد و ارقامي كه مي دهند دقت كنند و بعد دم از آريا و كوروش و زرتشت و ميترائيسم بزنند.
راستي در كدام موزه دنيا حتي پاره سنگي يا تكه پارچه اي يا قطعه سفالي خام به اندازه كف دست متعلق به قومي مجهول و مجعول بنام آريا وجود دارد كه قدمتي بيش از كوروش داشته باشد؟چگونه است كه تمدن بيست هزار ساله ايران عزيز در راه ايده پان فارسيزم فداي آريا پرستي نازيسم ميشود؟
در كشوري كه كمتر از نصف جمعيت آن فارس زبان هستند چگونه و بر اساس كدام عقل و شعور قابل اعتنايي كسي كه بايستي مظهر يكپارچگي و اتحاد ملي باشد عيد شروع بهار 7000 ساله را بنام فارس 2500 ساله مصادره ميكند و نوروز را فقط به هم وطنان فارسي زبان تبريك ميگويد؟
اعمال چنين سياست هايي آيا چيزي جز تبليغ و همكاري در جهت جدايي بيشتر اين مردم و شكاف بيشتر است؟


